تبلیغات
شعرهای دلتنگی خودم - بی قراری


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :من 23
تاریخ:یکشنبه 17 بهمن 1389-10:18 ق.ظ

بی قراری



قطره قطره ، اشکهایش گونه اش را ، تر نمود

با همین دل بی قراری ، دیشب اش را ، سر نمود

عاشقی ، صبح ، به هنگام ِنمازش که رسید

بوسه ای زد به لبانش قطره هایش ، زر نمود

89/11/8


لا ، مع: شعری که پیش روی شماست فقط ساخته ی ذهن جناب شاعر است. لذا فکر دیگه ای به ذهنتون راه ندید...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


حقی
پنجشنبه 19 اسفند 1389 07:37 ق.ظ
صبحگاهان عاشقی وقت نمازش سر رسید

بهتر نیست

چه کار میکنی با این همه بی وزنی؟؟!!

http://hamidhagh
دریا
شنبه 23 بهمن 1389 11:28 ق.ظ
خیلی با حال برات نوشته این کاربر "م" البته شما هم خیلی خوب جوابشو دادی. ایول
ره یافته
جمعه 22 بهمن 1389 12:52 ق.ظ
به کلبه من که آمدی چترت را ببند در ایوان این دوستی جز مهربانی نمیبارد
پیروزی انقلاب اسلامی مصر بر شما مبارک باد.
به روزم....
کوچه نشین
چهارشنبه 20 بهمن 1389 01:51 ق.ظ
سلام
کی 22ساله شدی!!؟
جشن تولد دعوتم نکردی!!
اقلا یه کله پاچه مهمونمون کن
منتظرما !!!
پاسخ من 23 : من که نظر گذاشتم بهت گفتم
شما مارو فراموش کردی
م
دوشنبه 18 بهمن 1389 11:58 ق.ظ
راستی این وسط دقیقا کی کیو بوسیده؟
پاسخ من 23 : یه نفری وقت نماز صبح اومده یه بنده خداییی رو بوسیده
البته این بوس با بقیه بوس ها فرق داره
معانی والا تری میتونی به ذهنت بیاری
تابلو.........................
م
دوشنبه 18 بهمن 1389 11:55 ق.ظ
یعنی شاعر تو کفه!
یعنی شاعر نماز صبحشو با غسل خونده!!
پاسخ من 23 : نخیییییییییییییییییییییر
چقدر ذهنت منفیه
گفتم که ارتباطی با شاعر محترم نداره
فقط ساخته ی ........................................
دریا
یکشنبه 17 بهمن 1389 04:07 ب.ظ
نخیر، مشکوک میزنی. راستشو بگو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر