تقدیم به کسانی که از نعمت مادر ..........

محبوبترین ، بدون شک ... مادر بود
دل پاکترین خلق ِ فَلک ... مادر بود
رفتی زِ بَرم ، چه دیر من فهمیدم
معنای رفیق ِ بی کلک ... مادر بود
91/2/24
مع:
مادر ... کسی که برای مهیا کردن آرامش فرزندان ، دروغ مصلحتی زیاد می گوید..
کسی که تا پاسی از شب منتظر بسته شدن چشمانمان بود تا آرام بگیرد...
کسی که از کار های خود میزند تا کار های مارا انجام دهد....
و....
لا مع:
و اما ای مهربان ترین موجود هستی...
من ماندم و این همه محبت .. و تو بدون هیچ چشم داشتی منتظر خوشبختی من...
آه... ای خدای بزرگ
من و ( کهکشان و هفت آسمان * ) هنوز پا برجاییم... و هنوز نتوانستیم حتی کوچکترین محبت خدای محبت را جبران کنیم...
مع مع :
امیدوارم که روزی این غرور اجازه دهد پای مادرمان را ببوسیم...
* : این دو کلمه رو یکی از دوستان خوبم آقا محسن قبلا به کار برده بود.

حرف دل من را که شنیدی
آهی ز دل خود ، تو کشیدی
بعد از دو سه سال انتظاری
تازه غم من را ، تو چشیدی
90/1/19
مع:
از دوستای خودم خیلی خیلی تشکر میکنم. به خصوص آقای فارغ و آقای ملکی که با نظرات جالب شون باعث میشن که حقیر بیشتر از گذشته کارم رو ادامه بدم.
مع مع:
ایول به آقای رفیعی....بازی رو تعطیل کرد... ولی من موندم عجب دلیلی آورد برای تعطیلی....اونم یک دقیقه مونده به اتمام بازی...
آقای رفیعی ( داور بازی پیروزی) : بالاخره باید از یه جایی شروع کرد
لا مع:
آخ ه آقای رفیعی حالا که سی و چند هفته گذشته و انواع و اقسام ناسزاهارو نثارتون کردن....حالا باید این کار رو انجام بدی؟؟؟؟
امیدوارم این کارو برای پوشش اشتباهاتتون نکرده باشین...( این لا مع مخاطب خاص دارد و اون هم آقای رفیعی هستند)
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

در آسمان ِ کبود ، دلم تو را حک کرد
ز ره رسیدی و دل ، به کار خود شک کرد
در این میان دل ِمن اسیر و حیران ماند
فقط تمام ِ وقت ، دل ِتو را هک کرد
90/8/17
مع:
بابا این خبرگزاری ها هم دیگه شورشو در آوردن. چقدر به این بازیکنای پرسپولیس گیر میدن.
لا مع:
من نمیدونم چرا اینقدر دوست دارن که آبروی ملت رو ببرن.
اونایی که داشتن بازی رو مستقیم نگاه میکردن ( زنده ) هیچکس متوجه همچین کارهایی* نشده.**
مع مع :
اونوقت بعضی ها که این وسط دنبال منافع خودشون هستم اومدن این قضیه رو بزرگش کردن. فقط برای اینکه یه عده سود ببرن باعث شد جامعه متشنج بشه و قبح کار بریزه.
لا لا مع:
جان من بیخیال شید دیگه. درسته انتخابات فدراسیون نزدیکه ولی آخه به چه قیمتی.*: کارهای غیر اخلاقی
** : البته من خودم بازی رو مستقیم ندیدم.قسمت شادی گل رو دیدم که خداییش تو شادی گل اول اصلا نمیشه این چیز هارو گفت.
یه سری اومدن باتوجه به شادی گل دومی یه سریال پلیسی نوشتن.

ای که جانم در فراغت سوخته
چشم خود را بر دو چشمت دوخته
گر نیایی دل به دریا میزنم
چون دل ِمن از برایت سوخته
20/7/90
مع:
ولی از قدیم گفتند تنهایی بد دردیه.البته نه همیشه.به نظر من گاهی تنایی باعث میشه زندگی آدم از این رو به اون رو بشه. حالا کی میدونه اون رو چیه؟
لا مع:
ای کاش زندگی هم مثل وبلاگ بود .از هر کدوم از پست هات که خوشت نمیومد پاکش میکردی.
مع مع:
باشگاهمون از مرز سی نفر داره میگذره.جا نمونید.البته فعلا سیر صعودی داره.خدا به دادمون برسه وقتی سیر نزولی سر و کله اش پیدا بشه.
لا لا مع؟
آخه میدونی چه؟ ورزش رزمی مثل دانشگاه که نیست ! تا سه چهار سالی خوندی بهت یه مدرک بدن و کلی فکر کنی چیزی بارته!
ورزش رزمی اگر کمربند هم بگیری خودت میدونی چقدر بارته. اونوقته که دیگه به خودت نمینازی...!@