تبلیغات
شعرهای دلتنگی خودم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :من 23
تاریخ:چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391-08:37 ق.ظ

مادر

تقدیم به کسانی که از  نعمت مادر ..........

 

محبوبترین ، بدون شک ... مادر بود

دل پاکترین خلق ِ فَلک ... مادر بود

رفتی زِ بَرم ، چه دیر من فهمیدم

معنای رفیق ِ بی کلک ... مادر بود

 

91/2/24

 

مع:

مادر ... کسی که برای مهیا کردن آرامش فرزندان ، دروغ مصلحتی زیاد می گوید..

کسی که تا پاسی از شب منتظر بسته شدن چشمانمان بود تا آرام بگیرد...

کسی که از کار های خود میزند تا کار های مارا انجام دهد....

و....

لا مع:

و اما ای مهربان ترین موجود هستی...

من ماندم و این همه محبت .. و تو بدون هیچ چشم داشتی منتظر خوشبختی من...

آه... ای خدای بزرگ

من و ( کهکشان و هفت آسمان * ) هنوز پا برجاییم... و هنوز نتوانستیم حتی کوچکترین محبت خدای محبت را جبران کنیم...

مع مع :

امیدوارم که روزی این غرور اجازه دهد پای مادرمان را ببوسیم...

 

* : این دو کلمه رو یکی از دوستان خوبم آقا محسن قبلا به کار برده بود.

 





نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-08:07 ق.ظ

عروسی



با دستِ خودت گور خودت را کَندی

خوش رنگ و خط و خال و چه زیبا ... کندی

در جشن عروسی با دو چشمم دیدم

قدری ز یه انگشتِ خودت را... کندی


90/1/30


مع:
خب ..ماه فروردین هم با همه ی تلخ و شیرینی هاش تموم شد...امیدوارم که برای همه جز شیرینی چیز دیگه ای نبوده باشه

لا مع:
خداروشکر عروسی یکی از دوستای عزیز من هم تو ماه فروردین بود که این پست شعری در مورد عوسی ایشون هست . قضیه این طور شده که وقتی رفتیم عروسی دیدیم هنوز نیومده ... بعد از مدتی که با بچه ها کلی شوخی کردیم دیدم بله آقا دوماد تشریف آوردن که یهو یه چیزی خیلی تو ذوق میزدم... و اون این بود که شصت آقا داماد با یه چسب زخم مورد عنایت قرار گرفته بود... اینجا بود که تیکه های بچه ها از سر و کولِ آقا داماد بالا میرفت که ... ای بابا حالا چرا این قدر هُل شدی... چه عجله ای بود حالا... ازین جور تیکه ها که دیگه خودتون تا آخرش برید .... ان شالله همه ی مجردها به زودی زود برن سر خونه ی بخت...( به خصوص نویسنده ی محترم)

مع مع:
امسال برنامه ی امتحاناتمون واقعا عجیب غریب شده.... تو یه روز 3 تا امتحان دارم که دوتاش تو یک ساعته...باید به مسئولین برنامه ریز یه ماشالله بگیم که با این کار یک تمشک از این وبلاگ دریافت کردن( قضیه ی تمشک هم برگرفته از مجله ی همشهری جوانه که خداییش ایده ی جالبیه)







نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 26 فروردین 1391-12:16 ب.ظ

حرف دل



حرف دل من را که شنیدی

آهی ز دل خود ، تو کشیدی

بعد از دو سه سال انتظاری

تازه غم من را ، تو چشیدی

90/1/19


مع:
از دوستای خودم خیلی خیلی تشکر میکنم. به خصوص آقای فارغ و آقای ملکی که با نظرات جالب شون باعث میشن که حقیر بیشتر از گذشته کارم رو ادامه بدم.
مع مع:
ایول به آقای رفیعی....بازی رو تعطیل کرد... ولی من موندم عجب دلیلی آورد برای تعطیلی....اونم یک دقیقه مونده به اتمام بازی...
آقای رفیعی ( داور بازی پیروزی) : بالاخره باید از یه جایی شروع کرد

لا مع:
آخ ه آقای رفیعی حالا که سی و چند هفته گذشته و انواع و اقسام ناسزاهارو نثارتون کردن....حالا باید این کار رو انجام بدی؟؟؟؟
امیدوارم این کارو برای پوشش اشتباهاتتون نکرده باشین...( این لا مع مخاطب خاص دارد و اون هم آقای رفیعی هستند)






نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-09:38 ق.ظ

دل بسته


از بس که خمار و اندکی هم خسته است

انگار که او به چشم من دل بسته است

امروز به گوش من چنین خواند آرام...

با بوسه ی من ، توبه ی خود بشکسته است


90/12/29

مع:
بالاخره سال 90 هم با تمام خوبی ها و بدی ها و تلخی و شیرینی هاش تموم شد.و اون چیزی که به جا موند تجربه .تجربه .تجربه است.

لا مع:
ان شالله که این سال بهتر سالهای قبل باشه.

لالامع:
دو سه روزی رفته بودم شمال (انزلی) جاتون حسابی خالی بود عجب هوایی بود.رفتیم لب دریا . یاد بچه گی هام افتادم...یادش بخیر

مع مع:
واقعا چقدر زود میگذره.انگار همین دیروز بود. عمرمون مثل باد داره میره و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم...





نویسنده :من 23
تاریخ:یکشنبه 28 اسفند 1390-02:43 ب.ظ

خجلت

این هم سفره هفت سین خونه ی ماست

سال نو بر همه مبارک

لحظه سال تحویل کجا بودید و چیکار میکردید....

تو قسمت نظرات بنویسید......




گاهی به چشمِ تو من ، خیره می شوم

با گردش نگاه تو من ، دیده می شوم

از شرم و خجلت لبهای بسته ام....

از باغِ نگاهِ تو من ، چیده می شوم


90/12/23

مع:
من برگشتم با کوله باری از اتفاقات جالب و ناراحت کننده.

لا مع:
راست میگن آدم رفیق رو باید تو سفر بشناسه ها. گاهی اتفاقی میفته که واقعا درس عبرت میشه برا آدم. ولش. بیخیل.

مع مع:
گرگان هم که بارونی شد هیچ جا نتونستیم بریم.

لالا مع:
عید نوروز هم پیشاپیش مبارک باشه بر همه ی رفقا و دوستان.





نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-08:58 ق.ظ

یاد دل من



امروز که دریای دلم خاموش است

از بهر جمال تو چنین مدهوش است

دیروز که یادی ز دلم کردی تو....

از روز دگر این دل من بی هوش است



مع:
بابا ایول.... عجب مردمی داریم.واقعا گل کاشتند دیروز.....عجب جمعیتی اومدن یرای رای دادن. واقعا آدم شوکه میشد....یه بار دیگه به همهی دشمنان ایران ثابت کردند ایرانی جماعت همیشه پشت مملکت و رهبرش ایستاده.

لا مع:
من 19 اسفند یه امتحان دارم دعا کنید برام. خیلی مهمه.

لالامع:
20 اسفند هم تا سه چهار روزی میرم گرگان.

مع لا:
راستیییییییییییییییی. این شعر رو برای یکی از دوستان باوفام گفتم.






نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 11 اسفند 1390-09:02 ب.ظ

مطلب رمز دار : هوینجوری

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.





نویسنده :من 23
تاریخ:سه شنبه 2 اسفند 1390-10:01 ق.ظ

امواج عاشق



دریا که مرا به یاد تو  اندازد

امواج به شادی و طرَب پردازد

دانی که ز چیست این هیاهو

زیرا به قدوم تو ... جان اندازد


90/11/22


مع:
خب خدارو شکر استقلال ( ایران) هم برد. یه کار جالبی که شد حضور پروین در ورزشگاه بود که مارو امیدوار کرد به آینده ی فرهنگی ورزشگاهها و تماشاگران. بابا مثلا تیم ایرانه. نه یه تیم خاص...

مع مع:
جوووووووونمی جوووووون. تنور انتخابات هم دوباره داغ شد. اینجور وقتها که میشه هم حسابی میخندیم و هم حسابی گریه. خدا به خیر بگذرونه . ان شاءالله که همه دنبال این باشن که برا مملکت کار کنن. نه براس نفسشون.

لا مع:
التماس دعای فراوان دارم. امروز دارم میرم کیش دو ، سه روزی نیستم. منتظر نظراتتون هستم.ببخشید این آپم یه خورده طول کشید.





نویسنده :من 23
تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390-05:51 ب.ظ

تحمل



تحمل میکنم بد خُلقیت را

نمیخواهم ازین پس ، دوریت را

نمیخواهم که مَردم ، فاش گویند

چه کردی بی وفا ، خوشبختیت را


90/11/10


مع:
ای باباااااااااااااااااا...... میبینی. چقدر یهو قیمت سکه و ارز رفت بالا..........بعضی ها هم که انگار میخوان از آب گل آلود ماهی بگیرن
بابا دست بر دارید...... ملت ایران باهوش تر از این حرفان....میخوان جو کشور رو متشنج کنن....اینا همش بازی روانی دشمناست... آفرین به مردم خودمون که سنگ تموم گذاشتن.... همه چی رو به راه شد دوباره

لا مع:
ولی بالاخره گاهی بعضی یه ضرر هایی کردن....اونم تقصیر خودشونه....از قدیم گفتن باد آورده رو باد میبره.... وبعضی ها هم سود کلانی کردن که منتظر باشن تا باد ببره

مع مع:
ای بیکس ( شاعر محترم) هم عجب عجیبه ها....بابا به تو چه ربطی داره آخه قیمت سکه و ارز؟؟!!!
مگه بیکاری؟... شعرتو بگو بابا....
طرف اسم زنش طلا بود.... رفت که اسم زنشو عوض کنه....بهش گفتن چرا گفت آخه هر جا میری میگن ( سه نقطه)
توضیح: ( خواننده باید عاقل باشه)

لا مع لا:
این قضیه پرسپولیس هم عجب چیزی شده ها
مثل اینکه دنیزلی هم نمیتونه کاری بکنه
( این هم به شاعر محترم ربطی نداره)









نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 22 دی 1390-10:02 ق.ظ

قرار



در این زمانه که مارا فرار نیست!!!


عشقی برای کسی بر قرار نیست


دیوانه گفت: تو بیا عاشقی بکن


دنیا که همچو تو اهل قرار نیست



90/10/14




مع:

این عشق و عاشقی هم عجب چیزی شده ها!!!!!!من موندم اگر این نبود ملت چیکار میخواستن بکنن؟؟؟!!!

مع مع:
بابا حالا پیروزی یه بازی باخته ها چرا به دنیزلی شک میکنید؟!!!
بابا آق مصطفی کارشو بلده.

لا مع:
دیدی گفتم کارشو بلده. فیروز رو با یه حرکت اشک گربه 4تایی کرد.همینطوری پیش بره تا دربی دوباره 6 تایی هارو تازه میکنه

لالا مع:
بابا اصلا به من چه ربطی داره که دارم در مورد فوتبال اظهار نظر میکنم. یکی دیگه بازی میکنه و پولشو میگیره و کیفشئ میکنه. من دارم حرصشو میخورم. واااااااااااااااااااا

مع لا مع:
الان وقته امتحاناست باید دوباره نمازهارو سر وقت خوند . رازو نیاز هارو بیشتر کرد. به هرکس که میرسی و میخوای خداحافظی کنی بگی التاس دعا
فردا امتحان دارم دعا کن تورو خدا. مامان سر نماز دعا یادت نره. خدا چرا منو دوست نداره
چرا امتحانمو بد دادم؟؟؟
اصلا حالا که اینطور شد من دیگه نماز نمیخونم.

لالا مع:
مگه خدا خواروبار فروشه - نعوذ بالله - که باهاش داریم معامله میکنیم
تو رو خدا یه خورده به خودمون بیاییم. این حرفا یعنی چی.





نویسنده :من 23
تاریخ:چهارشنبه 14 دی 1390-12:53 ب.ظ

هورااااااااااااااااااااااااااااااا


بالاخره به خاطر یکی از دوستام که خیلی دوستش دارم و بهم
 پیشنهاد داد که بعد از دوسال قلب وبم رو عوض کنم قالب قبلی
 رو عوض کردم.




نویسنده :من 23
تاریخ:یکشنبه 11 دی 1390-09:10 ب.ظ

بخشش



دلم ، آکنده از ناباوری بود

همه فکرم از این بی یاوری بود

خدارو شکر، بخشیدی مرا دوست

اگر چه قلب من خاکستری بود



90/10/4


مع:
ای شعر رو برای همون دو نفریگفتم که گفته بودم قبلا باهام قهر کرده بودن.چون آشتی کردن باهام گفتم بگم که ازشون یه تشکر ی کرده باشم.
لا مع:
از بقیه دوستان هم که با دوستاشون قهر هستن میخوام که آشتی کنن.گاهی لازمه که ما پا پیش بذاریمشاید سوء تفاهمی شده باشه.
مع مع:
مهم اینه که با هم رفیق باشیم و گرنه دعوا و تنها بودن رو هرکسی بلده ایجاد کنه.
لالا مع:
هیچوقت فراموش نکنیم که خدا بنده هاشو خیلی دوست داره. حتی اگر فکر کنیم بدترین آدم روی زمین هستیم.
لا مع لا:
خدایا خودت گناهان مارو نادیده بگیر همانطور که دهاهای مارو نادیده میگیری!!!!!!!!!!!!!!!
( البته خودم خیلی با این جمله ی آخر موافق نیستم)








نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 3 دی 1390-05:33 ب.ظ

سیاه دل


چقدر سیاه گشته دل ، ببین بدی ها را

زمانه بر سرم آورده ، این بدی ها را

اگرچه با گنه چشم ، کور گشته ام

کرم نما و ببخشا ، تو این بدی ها را


90/9/20


مع:
ماه محرم ، ماهی است که هرکس با هر اندازه بدی و گناه به فکر فرو میره. حالا این قضیه یا بخار ماه محرمه یا بخاطر اهل بیت علیهم السلام که یه نگاه دیگه نسبت به محبین شون دارن. یا بخاطر اینه که خدا خیلی بنده هاشو دوست داره.حتی اونی که بار گناهش خیلی سنگینه.

لا مع:
چند وقتی میشد که دو تا از رفقای خیلی خوبم باهام قهر کرده بودند . البته یه سوء تفاهم کوچیک پیش اومده بود. ولی خداروشکر دوباره آشتی کردیم. و خیلی از این قضیه خوشحالم

مع مع:
گاهی اوقات بعضی چیزها که فکر میکنی همه مثل تو فکر میکنن ، یهو میزنه همه چیز رو خراب میکنه
که چی! طرف مقابلت یه برداشت دیگه از اون کرده.

لالا مع :
گاهی نتیجه خوب میشه و گاهی هم....





نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 19 آبان 1390-09:49 ق.ظ

آسمان کبود



در آسمان ِ کبود ، دلم تو را حک کرد

ز ره رسیدی و دل ، به کار خود شک کرد

در این میان دل ِمن اسیر و حیران ماند

فقط تمام ِ وقت ، دل ِتو را هک کرد

90/8/17

مع:
بابا این خبرگزاری ها هم دیگه شورشو در آوردن. چقدر به این بازیکنای پرسپولیس گیر میدن.
لا مع:
من نمیدونم چرا اینقدر دوست دارن که آبروی ملت رو ببرن.
اونایی که داشتن بازی رو مستقیم نگاه میکردن ( زنده ) هیچکس متوجه همچین کارهایی* نشده.**
مع مع :
 اونوقت بعضی ها که این وسط دنبال منافع خودشون هستم اومدن این قضیه رو بزرگش کردن. فقط برای اینکه یه عده سود ببرن باعث شد جامعه متشنج بشه و قبح کار بریزه.
لا لا مع:
 جان من بیخیال شید دیگه. درسته انتخابات فدراسیون نزدیکه ولی آخه به چه قیمتی.


*: کارهای غیر اخلاقی

** : البته من خودم بازی رو مستقیم ندیدم.قسمت شادی گل رو دیدم که خداییش تو شادی گل اول اصلا نمیشه این چیز هارو گفت.
یه سری اومدن باتوجه به شادی گل دومی یه سریال پلیسی نوشتن.




نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 30 مهر 1390-10:11 ق.ظ

دل سوخته

 

ای که جانم در فراغت سوخته

 

چشم خود را بر دو چشمت دوخته

 

گر نیایی دل به دریا میزنم

 

چون دل ِمن از برایت سوخته

 

20/7/90

مع:

ولی از قدیم گفتند تنهایی بد دردیه.البته نه همیشه.به نظر من گاهی تنایی باعث میشه زندگی آدم از این رو به اون رو بشه. حالا کی میدونه اون رو چیه؟

لا مع:

ای کاش زندگی هم مثل وبلاگ بود .از هر کدوم از پست هات که خوشت نمیومد پاکش میکردی.

مع مع:

باشگاهمون از مرز سی نفر داره میگذره.جا نمونید.البته فعلا سیر صعودی  داره.خدا به دادمون برسه وقتی سیر نزولی سر و کله اش پیدا بشه.

لا لا مع؟

آخه میدونی چه؟ ورزش رزمی مثل دانشگاه که نیست ! تا سه چهار سالی خوندی بهت یه مدرک بدن و کلی فکر کنی چیزی بارته!

ورزش رزمی اگر کمربند هم بگیری خودت میدونی چقدر بارته. اونوقته که دیگه به خودت نمینازی...!@








  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6