تبلیغات
شعرهای دلتنگی خودم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :من 23
تاریخ:دوشنبه 1 اردیبهشت 1393-10:04 ق.ظ

روز تحویل سال 1393 . حرم امام رئوف علیه السلام.



با دل و چشم و نگاه خویش شاعر میشوم

در کنار درب و با تفتیش شاعر میشوم

 

مات و حیران روبروی پنجره فولاد تو

با دلی غمبار و با تشویش شاعر میشوم

 

کیش و ماتم کرده ای با اشک و گریه در حرم

مشکلم اینجاست با هر کیش شاعر میشوم

 

توبه ی شاعر کجا مقبول درگاهی شود

من که با یاد گناه خویش شاعر میشوم

 

من نمیدانم چرا وقت اذان در این حرم

بر سر سجاده بیش از پیش شاعر میشوم

 

شعر را روزی ز تو میخواهم و از این به بعد

ذکر- هُو - گویم چو یک درویش شاعر میشوم

1393/1/29

مع :
بدون هیچگونه شرح و اضافات.

لا مع :
فقط با دل.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 24 اسفند 1392-09:16 ق.ظ

شاید به مناسبت سال جدید 1393


عشوه ات نقش جدیدی است که دیدن دارد
ناز معشوق صواب است ... خریدن دارد

رقص زلفت همه از کار جهانم انداخت
این چه زلفی است چنین شور دویدن دارد

گره از زلف دلم وا کن اگر دل داری
رخ عیان کن ، دل من شور تپیدن دارد

فارغ از هرچه طبیعت و جهانی دیگر
این لبت میوه ی سرخی ست که چیدن دارد

قصه ام گرچه که پایان ندارد اما
آخرش فصل جدیدی ست ، شنیدن دارد

من به دین تو نبودم ولی باور کن
لب من بر لب تو ، عزم رسیدن دارد



1392/11/27



قبل از مع :

این شعر کاملا خیالی بوده و لذا از خوانندگان محترم خواهشمند است از هر گونه برچسب زدن به این شاعر متعهد خودداری کنید... حتی شما دوست عزیز...

مع :

ان شالله که سال خوبی باشه برای همه.

 لا مع :
هواپیمای مالزی هم که هنوز پیدا نشده... ان شالله پیدا بشه و سرنشیناش بتونن عید امسال رو در کنار خانواده هاشوووووووووووون باشن

مع لا :
قرار بود سه چهار جا بریم مسافرت که به حول قوه ی الهی همه اش کنسل شد... خدایا شکرت.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:دوشنبه 14 بهمن 1392-10:01 ق.ظ

بهانه...



برای دیدن روی ات بهانه می گیرم
و سمت لعل لبانت نشانه می گیرم


درون ِ این دلم آتش فرو نخواهد ماند
چو در کنارِ من آیی ، زبانه می گیرم

نگیر روی خودت را ز من در این ایام
که بی گمان ز لبانت سرانه می گیرم

و در تعارض بین دو چشم و این لبهات
لبی برای لبانت اعانه می گیرم

دوباره آخر شعر و جدال بعد از آن
و من برای تغزل ... بها *... نمی گیرم



92/10/28


* : اصل کلمه بهاء بوده که ( ء ) حذف شده است.

مع :
آخ جووووووون سبد کالاااااااااااااااااااااااااااااااا ..... نه واستا ..... اوه اوه...این صف چیه دیگه !!!!! ولش بابا بیخیال سبد کالا...یادمه آقای ه . ر زمان احمدی نززززززژاد گفته بود این آقا ملت رو گدا پرور کرده و ملت برای گرفتن یارانه تو صف های طولانی وای میستن.... فقط یه جمله میگم به ایشون : چوب خدا صدا نداره عزیز دلم.... ای وای من.... به من چه اصن ....منو چه به سیاسی حرف زدن.... بقیه دلشون برا شخصیت ملت نمیسوزه من چرا وارد این بازیها بشم آخه.... . الهی العفو .... العفو... .

لا مع :
پرسپولیس هم که دوباره به جمع مدعیان پیوست و حالا با تیم های پایین جدول بازی داره و استقلال با تیم های بالایی....ببینیم لیگ قبل از جام جهانی چطور میشهههه....ای بابا .. به من چه اصن ...منو چه به فوتبال.... یه عده پول چند میلیاردی میگیرن من غصه شو بخورم.... اللهم ارزقنا .... .

لالا مع :
باز هم دهه فجر و خاطرات شیرین انقلاب ... یادش بخیر...شماها یادتون نمیاد لحظه ورود امام .... الان که دارم اینو مینویسم اشکهام سر جاشون هستند... خدا رحمتش کنه پیر جاماران رو.... رحمة الله علیه.







داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:دوشنبه 23 دی 1392-09:44 ق.ظ

پس چرا لب های من امروز و فردا میکند...؟؟



هر زمان چشمان تو ، من را تماشا میکند
این دلم لب های سرخت را تمنا میکند

روسری را پس زدی اما نگو چشم باز کن
رقص موی ات در نگاهم راه پیدا میکند

گرچه حساسیتم این ماه افزون گشته است
قرص چشمانت ولی این را مداوا میکند

من نمیگویم لبانت را برایم وا کنی
غنچه تا نوری ببیند خود لبش وا میکند

درد من این است ای جانا چرا لبهای من
گرچه دلتنگ است ولی ... امروز و فردا میکند



92/7/24

مع :
با سلام و عرض پوزش به دلیل غیبت کبری اینجانب احقر الحقیر.

لا مع :
با دعای خیر دوستان قسمت شداربعین در کربلای معلی حضور داشته باشیم. نایب الزیاره بودم .

لالامع:
خداروشکر خیلی خوب بود تجربه اول اربعین. با همه سختی هایی که تو مرز عراق کشیدیم ولی وقتی نگاه به حرم حضرت اامیرالمونین علی بن ابیطالب علیه السلام افتاد همه اش فراموش شد.
خیلی طولانی نمیکنم چون باید خودتون از نزدیک لمس کنید.

مع مع لا:
حکم قهرمانی هم اعلام شد( داور غش کرده در بازی سپاهان و پرسپولیس). به من چه اصن. ولی فقط یه سوال دارماااااااااااااااااااا .چرا ت این فوتبالی که میلیاردها تومن جابجا میشه بعد از اثبات یه همچین چیزهایی ، کل جریمه اش میشه حدود 10 . 12 میلیون تومن !!!!؟؟؟؟

مع لا :
تیم ملی زیر 22 سال هم که یه مساوی گرفت دمش گرم. خیلی خوب بازی کرد .یعنی اینکه این تیم بدون اون دوتا بازیکن پرسپولیسی قلیونیش هم میتونه خوب بای کنه.
خبر خبر: امروز یه خبر دیدم با این مضمون که سید مهدی رحمتی و عمران زاده هم عکس قلیون کشیدنشون در اومده . اصن به من چه....

لالالالایی :
خب خداروشکر 5+1 هم نتیجه داد و قراره از 30 دی دیگه تحریمها برداشته بشه و همه چیز میشه مث زمان شاه...
توجه توجه : برداشت سیاسی ازین مطلب بالا نکنید .... عجبا .... به من چه اصن .

مع لالالایی :
اگر خواستید در مورد این شعر هم نظر بدید دیگه....





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 25 مهر 1392-07:01 ب.ظ

... جا دارد


هر که در راه شما خار شود جا دارد

و کنارت چو تن یار شود جا دارد


همه ی عمر به سوی نگه ات خیره شدم

سوی چشمانم اگر تار شود جا دارد


دو سه تا عاشق دلخسته به دنبال تو اند

این سه تا عاشق اگر چار شود جا دارد


گر گذاری لب خود را به لب جام نترس

عاشقت همچو سگ هار شود جا دارد


تو چرا عاشق خود را ز خودت می رانی؟

بر لبش گر نخ سیگار شود جا دارد


به نگهبان در میکده گفتی که برو

او چو از کار تو بد کار شود جا دارد


تو بیا آخر عمری بپذیرش اینبار

هر که در راه شما خار شود جا دارد



مع:

بالاخره بعد از مدتها از خودم غزل در وکردم....

لا مع:

امید است ...

لالا مع:

امروز اصلا حس و حال مع نوشتن ندارم . با عرض پوزش.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:جمعه 5 مهر 1392-01:49 ب.ظ

سه نقطه



گفتم : بنویس و گفت : از کی و ز چی

گفتم : بنویس و عشق ... و از من هرچی

گفتا نبُوَد عشق تو در دل جانا :

نقطه سر خط سه نقطه هرچی هرچی




92/4/27




مع:
بعله ... شاعر در این شعر دچار خودزنی شدید شده...انگار در آمپاس قرار گرفته.... کمکش کنید لطفا.
لا مع:
بازی پرسپولیس - سپاهان هم جرقه ای بود تا دست دلالان و بنگاههای شرط بندی باز بیاد وسط.
لالامع:
اگرچه تا حدودی قهرمانی از روی سهو در این بازی پنالتی و اخراج رو به گرسگولیس متحمل شد ولی باعث شد قهرمانی یه شبه از عرش به فرش بیاد.
مع لا:
نکته اخلاقی : خدا اگر بخواد میتونه یه نفر رو از فرش به عرش ببره و یه نفر رو از عرش به فرشو این بستگی به عملکرد خودمون داره.و هیچوقت نباید از دعا و استغفار دست برداریم.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:یکشنبه 31 شهریور 1392-09:46 ق.ظ

کبوتر با کبوتر باز با...


من و تو چون سر سرباز با هم

همیشه هر کجا با ناز با هم
 

ندارم مصرعی جز این در این یاد

کبوتر با کبوتر باز با هم


92/3/10


مع :
بعد از مدتها با شعری لبریز ازمحبت و طراوت بروز شدیم.
لا مع:
کمی شاعر در خیالات و موهومات خویش غرق شده و شعری سروده که با حیوانات انسی عجیب دارد.
مع لا:
البته منظور شاعر از حیوان ، حیوان ناطق است که عجیب دلبسته شده .
لالا مع:
امروز یعنی 31 شهریورماه سال 92 دلار شده 2930 و سکه شده نهصدو اندی.شاعر حقیر الاحقر بسیار ازین واقعه متعجب گشته و به دنبال علت ماجرا میگردد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:سه شنبه 25 تیر 1392-09:37 ق.ظ

تنیس



اینجا منم و علی ، مهندس و ... تنیس (1)

ماه رمضان و روزه و کمپِ تنیس

توچال(2) اگرچه میرویم روزی چند

لکن نشود لذتِ یک روز ِ تنیس



92/4/23


(1)  چند وقتیه میریم تنیس زمین خاکی . با دوستام علی و مهندس ( همون آقا وحید) .تو ماه رمضون هم هفته ای دوبار قراره بریم.

(2) توچال یه آبمیوه فروشیه که جدیدا میریم بعد از تنیس اونجا یه خورده قوت میگیریم ( جاتون خالی)

مع مع :

 بعد ازینکه این شعر رو گفتم آقا وحید نوشت : ایول به تو. و منم با این شعر جوابشو دادم


ایول به خودم ... کمی تامل با تو

حرفیدن این چنین!!! تحمل با تو

این رشته سر دراز دارد ای دوست

فهمیدن این طرز تکلّم با تو
 
لا مع : ایندفعه خیلی مع مع . لا مع و مع لا ، ندارم با عرض پوزش



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 6 تیر 1392-11:33 ق.ظ

تولد




تو چون ابرِ بهاری ... ای مهندس

همیشه یار مایی ... ای مهندس

اگرچه در کنارت نیستم من

ولی در قلب مایی ... ای مهندس


1392/3/31


مع: سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام ( بعد از اردیبهشت 91 این اولین باریه که دارم آپ میکنم - فارسی را پاس به داریم: به روز رسانی - )

لا مع: تو این مدت که به روز رسانی نکردم اتفاقات زیادی افتاده که سر فرصت به همه اش میپردازیم ( نگران نباشید حواسم هست)

 لا مع لا : این شعر رو برای جشن تولد دوست دوستم گفتم که دیگه اون دوست دوستم ، دوست خودم  هم شده. ما بهش میگیم مهندس ولی اسم کوچیکش آقا وحیده البته بدون ه آخر یعنی وحید

مع لا : اول که داشتم شعر رو میگفتم برا تولد آقا وحید یه قافیه ای به ذهن حقیر خظور کرد که به دلیل دوری از بعضی تهمت ها مجبور به تغییر قافیه شدم

لالا مع: برا این پست فکر کنم بس باشه . بعد از مدتها همین هم غنیمته.... والا بخدا. فعلا به خدی بزرگ میسپارمتون...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391-07:37 ق.ظ

مادر

تقدیم به کسانی که از  نعمت مادر ..........

 

محبوبترین ، بدون شک ... مادر بود

دل پاکترین خلق ِ فَلک ... مادر بود

رفتی زِ بَرم ، چه دیر من فهمیدم

معنای رفیق ِ بی کلک ... مادر بود

 

91/2/24

 

مع:

مادر ... کسی که برای مهیا کردن آرامش فرزندان ، دروغ مصلحتی زیاد می گوید..

کسی که تا پاسی از شب منتظر بسته شدن چشمانمان بود تا آرام بگیرد...

کسی که از کار های خود میزند تا کار های مارا انجام دهد....

و....

لا مع:

و اما ای مهربان ترین موجود هستی...

من ماندم و این همه محبت .. و تو بدون هیچ چشم داشتی منتظر خوشبختی من...

آه... ای خدای بزرگ

من و ( کهکشان و هفت آسمان * ) هنوز پا برجاییم... و هنوز نتوانستیم حتی کوچکترین محبت خدای محبت را جبران کنیم...

مع مع :

امیدوارم که روزی این غرور اجازه دهد پای مادرمان را ببوسیم...

 

* : این دو کلمه رو یکی از دوستان خوبم آقا محسن قبلا به کار برده بود.

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391-07:07 ق.ظ

عروسی



با دستِ خودت گور خودت را کَندی

خوش رنگ و خط و خال و چه زیبا ... کندی

در جشن عروسی با دو چشمم دیدم

قدری ز یه انگشتِ خودت را... کندی


90/1/30


مع:
خب ..ماه فروردین هم با همه ی تلخ و شیرینی هاش تموم شد...امیدوارم که برای همه جز شیرینی چیز دیگه ای نبوده باشه

لا مع:
خداروشکر عروسی یکی از دوستای عزیز من هم تو ماه فروردین بود که این پست شعری در مورد عوسی ایشون هست . قضیه این طور شده که وقتی رفتیم عروسی دیدیم هنوز نیومده ... بعد از مدتی که با بچه ها کلی شوخی کردیم دیدم بله آقا دوماد تشریف آوردن که یهو یه چیزی خیلی تو ذوق میزدم... و اون این بود که شصت آقا داماد با یه چسب زخم مورد عنایت قرار گرفته بود... اینجا بود که تیکه های بچه ها از سر و کولِ آقا داماد بالا میرفت که ... ای بابا حالا چرا این قدر هُل شدی... چه عجله ای بود حالا... ازین جور تیکه ها که دیگه خودتون تا آخرش برید .... ان شالله همه ی مجردها به زودی زود برن سر خونه ی بخت...( به خصوص نویسنده ی محترم)

مع مع:
امسال برنامه ی امتحاناتمون واقعا عجیب غریب شده.... تو یه روز 3 تا امتحان دارم که دوتاش تو یک ساعته...باید به مسئولین برنامه ریز یه ماشالله بگیم که با این کار یک تمشک از این وبلاگ دریافت کردن( قضیه ی تمشک هم برگرفته از مجله ی همشهری جوانه که خداییش ایده ی جالبیه)






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 26 فروردین 1391-11:16 ق.ظ

حرف دل



حرف دل من را که شنیدی

آهی ز دل خود ، تو کشیدی

بعد از دو سه سال انتظاری

تازه غم من را ، تو چشیدی

90/1/19


مع:
از دوستای خودم خیلی خیلی تشکر میکنم. به خصوص آقای فارغ و آقای ملکی که با نظرات جالب شون باعث میشن که حقیر بیشتر از گذشته کارم رو ادامه بدم.
مع مع:
ایول به آقای رفیعی....بازی رو تعطیل کرد... ولی من موندم عجب دلیلی آورد برای تعطیلی....اونم یک دقیقه مونده به اتمام بازی...
آقای رفیعی ( داور بازی پیروزی) : بالاخره باید از یه جایی شروع کرد

لا مع:
آخ ه آقای رفیعی حالا که سی و چند هفته گذشته و انواع و اقسام ناسزاهارو نثارتون کردن....حالا باید این کار رو انجام بدی؟؟؟؟
امیدوارم این کارو برای پوشش اشتباهاتتون نکرده باشین...( این لا مع مخاطب خاص دارد و اون هم آقای رفیعی هستند)





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:پنجشنبه 10 فروردین 1391-08:38 ق.ظ

دل بسته


از بس که خمار و اندکی هم خسته است

انگار که او به چشم من دل بسته است

امروز به گوش من چنین خواند آرام...

با بوسه ی من ، توبه ی خود بشکسته است


90/12/29

مع:
بالاخره سال 90 هم با تمام خوبی ها و بدی ها و تلخی و شیرینی هاش تموم شد.و اون چیزی که به جا موند تجربه .تجربه .تجربه است.

لا مع:
ان شالله که این سال بهتر سالهای قبل باشه.

لالامع:
دو سه روزی رفته بودم شمال (انزلی) جاتون حسابی خالی بود عجب هوایی بود.رفتیم لب دریا . یاد بچه گی هام افتادم...یادش بخیر

مع مع:
واقعا چقدر زود میگذره.انگار همین دیروز بود. عمرمون مثل باد داره میره و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم...




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:یکشنبه 28 اسفند 1390-01:43 ب.ظ

خجلت

این هم سفره هفت سین خونه ی ماست

سال نو بر همه مبارک

لحظه سال تحویل کجا بودید و چیکار میکردید....

تو قسمت نظرات بنویسید......




گاهی به چشمِ تو من ، خیره می شوم

با گردش نگاه تو من ، دیده می شوم

از شرم و خجلت لبهای بسته ام....

از باغِ نگاهِ تو من ، چیده می شوم


90/12/23

مع:
من برگشتم با کوله باری از اتفاقات جالب و ناراحت کننده.

لا مع:
راست میگن آدم رفیق رو باید تو سفر بشناسه ها. گاهی اتفاقی میفته که واقعا درس عبرت میشه برا آدم. ولش. بیخیل.

مع مع:
گرگان هم که بارونی شد هیچ جا نتونستیم بریم.

لالا مع:
عید نوروز هم پیشاپیش مبارک باشه بر همه ی رفقا و دوستان.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :من 23
تاریخ:شنبه 13 اسفند 1390-07:58 ق.ظ

یاد دل من



امروز که دریای دلم خاموش است

از بهر جمال تو چنین مدهوش است

دیروز که یادی ز دلم کردی تو....

از روز دگر این دل من بی هوش است



مع:
بابا ایول.... عجب مردمی داریم.واقعا گل کاشتند دیروز.....عجب جمعیتی اومدن یرای رای دادن. واقعا آدم شوکه میشد....یه بار دیگه به همهی دشمنان ایران ثابت کردند ایرانی جماعت همیشه پشت مملکت و رهبرش ایستاده.

لا مع:
من 19 اسفند یه امتحان دارم دعا کنید برام. خیلی مهمه.

لالامع:
20 اسفند هم تا سه چهار روزی میرم گرگان.

مع لا:
راستیییییییییییییییی. این شعر رو برای یکی از دوستان باوفام گفتم.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :6
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6